یکی از غریبترین نمونههای مقاومت فرد در برابر فراموشی جمع در ایران امروز خانهای است در یکی از شهرهای شمال کشور، خانهای که مسیر مستقیم خیابان را زانو انداخته و بر هم زده. در کوران ساخت و سازهای اخیر و اجرای کورکورانه قوانین شهرسازی، مأمورین آمدند و خیابان را عریض کردند و ساکنین را مجبور کردند دیوار خانههاشان را بکشند عقبتر، بجز یک خانه. در آن خانه زنی زندگی میکند که پسرش را در درگیریهای دهه شصت کشتند و نعش را در حیاط خانه مادر خاک کردند. چرا؟ حرمت قبرستان مسلمین و الی آخر. حالا مادر به تعریض خیابان تن نمیدهد، نمیپذیرد که گور پسرش بیفتد میان پیادهرو آن خرابشهر. خم آن خیابان خاکگرفته را اگر محمد مختاری بود و میدید، میگفت جسم جهان تاب برداشته است/ در التهاب دریایی که لب شوریاش را از حل شدن مرگ گرفته است